أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

429

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

اندازند ؛ محقّقان گفته‌اند كه « 1 » : ترازو كنايتست از عدل خداى يعنى خداى تعالى ميان خلقان انصاف كند نگذارد كه ظلمى و حيفى رود تا چنان باشد كه پندارى كه بترازو بركشيده‌اند و اعمال عرض است و عرض را خفّت و ثقل نباشد ؛ آنان كه گفتند : كه ترازو است ؛ گفتند كه : صحايف اعمال را وزن كنند ؛ در كفّهء صحيفهء طاعت باشد و در ديگر كفّه صحيفهء معصيت ؛ هر كدام كه راجح آيد حكم آن را باشد .

--> ( 1 ) - چون اين تحقيق بسيار نفيس است نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) را نيز در اينجا ميآورم و آن اينكه : « [ فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ ] امّا او را كه ترازوى او گران باشد بطاعت ؛ علما در ترازو خلاف كردند ؛ محقّقان گفتند : ترازو كنايت است از عدل يعنى خداى تعالى ميان خلقان انصاف كند و رها نكند كه ظلمى برود و حيفى بماند ؛ همچنانكه در ترازو برسنجند كه در او حيفى و نقصانى نباشد فرّا گفت : ميزان چنان كه ترازو باشد وزن نيز باشد يعنى من ثقل وزن طاعته أو معصيته ؛ يقال : ما ميزان درهمك ؟ أى ما وزنه ؟ گفتند : بر حقيقت حمل بر وزن نتوان كردن ؛ براى آنكه أعمال ما عرض است و ثقل و خفّت در أعراض مصوّر نباشد و اين در توسّع چنان است كه گويند : كلام فلان موزون ؛ اذا كان به قدر الحاجة و قال الشاعر : قد كنت قبل لقائكم ذا مرّة * عندى لكلّ مخاصم ميزانه يعنى معادلته و مقاومته . و حسن بصرى و مفسّران متقدّم گفتند : در قيامت ترازوئى باشد با كفّه‌ها و شاهين آنگه خداى در يكى نورى پديد آرد و در يكى ظلمتى ؛ هر كدام كه بر يكديگر زياده شود حكم آن را باشد و بعضى ديگر گفتند : در اين ترازو صحيفه‌هاى أعمال سنجند صحيفه‌هاى طاعت در كفّهء باشد و صحيفه‌هاى معصيت در كفّهء ؛ هر كدام بچربد حكم آن را باشد فذلك قوله تعالى [ فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ ] » . مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : « و در ذكر استفهام تعظيم و تفخيم و تهويل [ هاوِيَةٌ ] است اى انّك لا تعلم تفصيلها و انواع ما فيها من العقاب و ان كنت تعلمها على طريق الجملة . و اهل تحقيق گفته‌اند كه : ميزان كنايت است از عمل بنده و عدل خداى تعالى يعنى خداى تعالى ميان خلقان انصاف كند و بعدل كار فرمايد و نگذارد كه ظلمى و حيفى رود بر وجهى كه گوئيا أعمال را بترازو كشيده‌اند و اعمال بمعنى عرض است و عرض را خفّت و ثقل نباشد و صحيح آنست كه ميزان بر حقيقت خود باقى است و اخبار واضحه و روايات لايحه شاهد است بر اين پس صحايف أعمال را وزن خواهند كرد به اين وجه كه صحيفهء طاعت را در كفّهء و صحيفهء معصيت را در كفّهء ديگر نهند هر كدام كه راجح باشد حكم آن را باشد و اگر هر دو مساوى باشد حق تعالى بفضل خود نظر در سيّئه نكند و صاحبش را ناجى سازد و ببهشتش درآورد » .